پارت هشتاد و پنجم :

نمی دانم چقدر طول کشید!
اما زمانیکه کمی سینه هایم سبک شد؛ نیمه بیهوش روی تخت رها شدم و مردمک چشمانم به علت ضعف بدنی رفت!
خوب متوجه نمی‌شدم آریا چه می گوید! فقط لمس دستانش را حس می کردم که پشت و سرشانه هایم را ماساژ میداد و صدای خفیف ناله و التماسهایش را بهمراه هق هق مردانه اش می شنیدم که مدام زیر گوشم می خواند و نفس نفس زنان در تلاش بود حالم را بهتر کند!
یک ساعت بعد هم پس از اینکه Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    1

    الهی بگردم چقدر درد داشت بخاطر تخلیه نشدن شیرش

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    💔💔💔

    ۳ ماه پیش
  • تارا

    2

    چقدر زنان مظلومن و همیشه در همه جا آسیب پذیر 😭

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بله کاملا درست گفتید گلم

    ۳ ماه پیش
  • تارا

    2

    عالی بود رمانی واقعی از حقیقت های واقعی جامعه

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    🙏❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    🙏❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • صدیقه

    2

    خیلی ممنونم ازتون نویسنده عزیز بابت رمان پرهیجانتون امیدوارم آخرش خوب تموم بشه

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    من از شما ممنونم قشنگم ❤️🥰

    ۳ ماه پیش
  • مارال

    0

    داشتن همچین پدری آرزوی هر دختریه پر از مردانگی و صلابت که برای دخترش پشت و پناهه

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    🥰❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • فرگل

    1

    احساسم میگه لاوین بعد این ماجراها دیگه اون آدم سابق نمیشه اما خوب بدتر اینا سرش اومد و خوب شده

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • صبحی

    0

    بهتره آریا برای همیشه لاوین رو از ذهنش بیرون کنه

    ۳ ماه پیش
  • صبحی

    1

    این همه آپشن از آریا برای خودش تو عقد نامه درست کردن کار هر زنی نیست آریا بدبخت شد

    ۳ ماه پیش
  • صبحی

    0

    شیلا نشون داد بسیار تمیز و بدون گذاشتن ردی کارشو بلد بود

    ۳ ماه پیش
  • مارال

    0

    آریا اینبار اگه برگرده واقعا دیگه جایی برای بخشش نگذاشته

    ۳ ماه پیش
  • مارال

    1

    مرسی واقعا چقدر به جزئیات رمان و روند قصه دقت کردید حتی پر شدن *** ی مادر در اثر جمع شدن شیر که حالت احساسی و دوری مادر از فرزند رو به تصویر میکشه

    ۳ ماه پیش
  • مارال

    1

    ژیوار نقشش بسیار کم رنگ بوده با اینکه بنظرم بسیار جذاب بنظرم میرسه اما حسم میگه نویسنده با قلم و افکار تیز بینش ما رو تا انتهای رمان تشنه نگه می داره و سورپرایزمون میکنه

    ۳ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    اریا وقایع وحشتناکی از زنش شنیده زندگی ک با این حجم دروغ و مخفی کاری شروع شه بهتر از این نمیشه لاوین هم بچگی سختی داشته و درسته ک خودش مقصر چیزی نبوده اما پیمان ازدواج بدی رو هم واسه خودش با مخفی کاری رقم زد

    ۳ ماه پیش
  • شبنم

    1

    با همه نظرات عزیزان موافقم اریا همه پلارو خرابکرد نه این بار از مدتهاقبل ولاوین فقط بخاطر پدروعمو سهیل تحملش میکرد باعث وبانی همه چیز خوداریایست حتی شیلا هم کمی مقصر ه احمقه اگه ببخشنش واین بهترین فرصت برای طلاق وحضانت بچه است از طریق پزشکی قانونی ووکیل

    ۳ ماه پیش
  • میم

    2

    چقدر احمقه آریا،انتظار داره باز برگرده و خوش و خرم زندگیشونو بکنن،بعد این بلاهایی که سر لاوین اومد که فقط منتظر مرگ بود و مقصر همش تصمیمای غلط و احمقانه خودشه 😏🙏🏻

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️